«

»

اکتبر 07

تا وقتی اروپا به تهران اعتماد دارد واشنگتن تنهاست

1971914_Page__2
در پی تایید راست آزمایی برجام توسط آژانس بین المللی انرژی اتمی و تایید قدرت های بزرگ از روند توافق برنامه هسته ای ایران، ترامپ تعلیق تحریم های برنامه هسته ای ایران را به مدت ۱۲۰ روز به کنگره اعلام کرد و تا ماه اکتبر ترامپ فرصت تجدید نظر برای اعلام نهایی نظر خود را در این مورد به دست آورد. کماکان ترامپ برجام را بدترین توافق می خواند و کماکان به دنبال راه حل مناسب برای لغو این قرارداد است.

به نظر می رسد آمریکا در تصمیم گیری اتاق های فکر خود، استراتژی جدیدی را در برابر سیاست های ایران در منطقه در پیش گرفته است. راهبرد جدید آمریکا به طور مستقیم برجام را نشانه نمی گیرد، بلکه به طور غیر مستقیم سعی خواهد کرد طرفداران اروپایی برجام را در مورد این توافق دچار تردید کند. راهبرد جدید توسط جیمز متیس، وزیر دفاع، رکس تیلرسون، وزیر امور خارجه، هربرت مک مستر، مشاور امنیت ملی کاخ سفید و برخی مقام های دیگر تهیه شده است. این راهبرد در نشست روز جمعه ۸ سپتامبر (۱۷ شهریور) شورای امنیت ملی ارائه شده است. دو نفر از این مقام ها گفته اند راهبرد جدید می تواند در صورت موافقت رئیس جمهوری، تا پایان سپتامبر به اطلاع عموم برسد.

این استراتژی را باید “استراتژی شبکه ای مهار ایران” نامید چون در جاها و جهات مختلف، ایران را تحت فشار قرار می دهند. در حقیقت امریکا با تاکتیک جدید سعی دارد ثابت کند که روح برجام توسط ایران در خارج نزدیک ایران نقض می شود و از این طریق کنگره را متقاعد به خروج از برجام کند. این تفکر از آنجا نشات می گیرد که تیم فکری ترامپ نتوانستند از طریق خود توافق برجام، ایران را تحت فشار قرار دهند. از طرفی دیگر ایران کاملا به تعهدات خود در برجام وفادار است و در راستی آزمایی آژانس بین المللی هر دفعه نمره قبولی دریافت کرده است. آمریکا در راستای این موضوع، در تاکتیک اجرایی خود را از سیاست مهار ایران از طریق تاکتیک با عنوان “نقض روح برجام” به تاکتیک مهار شبکه ای ایران در منطقه تغییر شیفت داده است .

روح برجام به مجموعه عملیات نظامی و غیر نظامی ایران در منطقه اطلاق می شد که توانست وجهه کاملا متفاوتی از این کشور را در منطقه به نمایش بگذارد. به طوریکه برای ورود به هر موضوعی در منطقه، وجود ایران در آن موضوع کاملا پررنگ است. از طرفی دیگر تعهدات ایران به برجام کامل و بدون نقض بوده و با تایید این تعهدات توسط آژانس بین المللی، ایران توانسته اعتماد را در جهانیان به وجود آورد تا جایی که صدر اعظم قویترین کشور اقتصادی اتحادیه اروپا، خانم مرکل از برجام به عنوان الگویی برای مهار برنامه موشکی کره شمالی نام برد و همچنین خانم موگرینی سخنگوی اتحادیه اروپا، پایبندی خود و امضاکنندگان این توافق را بارها و بارها بعد از مخالفت های پیگر رئیس جمهور آمریکا اعلام کرد و این موضوع باعث تغییر تاکتیک ایالات متحده آمریکا در استراتژی مهار ایران در منطقه شد.

هدف این تاکتیک، افزایش فشار بر تهران برای مهار برنامه موشکی بالستیکی ایران و حمایت آن کشور از گروه های شبه نظامی در منطقه و نیز برخورد با آنچه جاسوسی سایبری ایران می نامد، است. نیات ایران در منطقه از دید آمریکا، تامین مسائل مالی و حمایت از تروریسم و بی ثبات سازی منطقه، به ویژه عراق، سوریه و یمن است. با توجه به اینکه در کل استراتژی سیاست خارجی آمریکا بدون توجه به روسای جمهوری آمریکا میان مدت و طولانی مدت است، استراتژی جدید امریکا در میان مدت مهارعملکردی ایران در منطقه است.

در این نوشته سعی شده تا به تشریح نگاه آمریکا در این استراتژی شبکه ای و تاکتیک های محتملی که این کشور علیه ایران در مناطق پیرامونی خواهد داشت، بپردازیم. این استراتژی با تاکتیک هایی در هر منطقه با تکنیک خاص و ابزار اجرایی خاص آن منطقه قابل اجرا است. در لایه داخلی این استراتژی و کلا قصد اصلی این استراتژی جدید آمریکا، همانا محدود کردن حوزه عملکردی ایران در منطقه و باطل کردن برجام با هدف مجزا و منزوی کردن ایران از جامعه جهانی است. این استراتژی جدید دارای فصولی از تاکتیک ها علیه ایران است که هم چندجانبه هم متصل بهم اند. مناطق اجرایی در این تاکتیک عبارتند از:

بحران سوریه: ایران در اتحاد با دولت مرکزی سوریه در جنگ داخلی این کشور در مبارزه با داعش نقش کلیدی داشته است. آمریکا با متهم کردن گروه های تحت حمایت ایران و کم رنگ کردن نقش ایران در حذف داعش سعی دارد با برچسب زدن به ایران به عنوان حامی تروریسیم این نقش را ازبین ببرد.
نقش ایران شیعی در عراق: سفر زائران ایرانی به عراق و نقش ایران در تحکیم دولت شیعی حاکم بر عراق بر کسی پوشیده نیست و عملا دولت آمریکا می بیند که هر استراتژی اجرایی در عراق نیاز به تامین دیدگاه های محسوس ایران دارد و از این رو امریکا سعی در محدود کردن حوزه عملیاتی ایران با اتهامات دخالت و نقض حاکمیت اجرایی عراق دارد و می خواهد با ایجاد بن بست های سیاسی، اجتماعی پرستیژ ایران را زیر سوال ببرد.
یمن: کشتار آشکار عربستان در یمن از دید آمریکا موضوع تعامل بین خود کشورهای عربی و ابزاری برای افزایش قدرت منطقه ای عربستان برای تامین موازنه قدرت های سنی در برابر کشورهای شیعی به رهبری ایران است.
قطر: طرفداری قطر از مسیری از اشتقاق سیاسی دول سنی حاشیه خلیج فارس، که با زیر سوال بردن سیاست های عربستان عملا ایران را موضع قدرت قرار می دهد، نیز یکی از مسائلی است که عربستان را آزار می دهد و آمریکا نیز در کنار متحد عربی و ثروتمند خود عربستان این وجهه قدرت منتشر ایران را قابل تحمل نمی بیند.
بحرین: حوزه حضوری ایران در بحرین هویتی و انکار ناپذیر است و جامعه شیعی این کشور و محدودیت های سیاسی و اجتماعی حاصل از مدیریت حکام این کشور، موضوع دیگری است که آمریکا در استراتژی منتشر مهار ایران، کوشش خواهد کرد، با سامان بخشی به آن وجه تاثیر گذار ایران در آن را بکاهد.
حضور ایران در کنار متحد استراتژیک خود بعنی روسیه نیز یکی از چالش برانگیزترین ابزارهای حضور پیرامونی ایران است. از این رو از دید آمربکا باید بین توافق با روسیه و تفویض حوزه های پیرامونی روسیه و به طبع آن پایان دادن به همکاری این کشور با ایران، یا پذیرفتن وضع موجود، یکی را انتخاب کند. موضوع اخیر یکی از اصلی ترین ابزار های معامله ای است که هر یک از دو کشور ایران و روسیه می توانند توسط آن با آمریکا وارد معامله شوند .

از این رو، آمریکا در استراتژی کلان خود با تاکتیک های که به طور غیرمحسوسی یک تاکتیک شبکه ای است سعی خواهد کرد با منزوی کردن ایران و همچنین با معرفی این کشور به عنوان عامل مخالف ثبات منطقه بتواند از قدرتمند شدن این کشور جلوگیری کند. به نظر نویسنده، این تاکتیک موفق نخواهد شد به دو دلیل: ایران کاملا به تعهدات خود در برجام پایبند بوده و با عملکرد آشکار در تعهدات برجام توانسته اعتماد اروپایی ها را به دست آورد و این اعتماد به این زودی ها از بین نمی رود .با توجه به اینکه اروپایی ها از عملکرد ترامپ نیز در کل راضی نیستند. دومین دلیل ابن است که تیم دیپلماسی ایران در سیاست خارجی در منطقه کاملا محتاطانه حرکت می کند و سعی دارد در جهت شعار تعامل جهانی پیش برود و از روسیه نیز به عنوان یک متحد استراتژیک استفاده می کند. از این رو به نظر می رسد که طرف ایرانی از هم اکنون به صورتی هوشمند، این ابزار آمریکا را از دسترس خارج می کند. مثال آشکار این تعامل در منطقه هم همانا تعامل و بهبودی در روابط با عربستان است. در نتیجه می توان نتیجه گرفت تاکتیک شبکه ای کارساز نیست و آمریکا باید روش دیگر برای اثبات نقض روح برجام توسط ایران بیابد .
سیده مسعوده میر مسعودی، سردبیر مجله ایرانی روابط بین الملل

انتشار اولیه: چهارشنبه 29 شهریور 1396 / انتشار مجدد: چهارشنبه 12 مهر 1396

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تصویر کپچا

*