«

»

اکتبر 15

گفتگو با دکتر منصور معظمی : لابی نفتی بعد از تلفن نیویورک *** هفته نامه آسمان 20-مهر 1392

moazami2-b-238x300
*‌ بعد از استقرار دولت جديد، به واسطه شرايط تازه‌اي كه در سياست خارجي ايران پديد آمده است و به ويژه پس از گفت‌وگوي تلفني آقاي روحاني و آقاي اوباما، شركت‌هاي نفتي بزرگ بين‌الملل براي حضور در صنعت نفت ايران در صورت لغو تحريم‌ها ابراز تمايل كردند. مي‌خواهم بدانم چند شركت غربي با شما در اين باره به طور مستقيم صحبت كرده‌اند؟
چرا تعداد كنيم. فكر مي‌كنم مهمتر از بيان عدد، فراهم شدن شرايطي است كه حاكي از اظهار علاقه‌مندي اين شركت‌ها براي ورود به صنعت نفت ايران است. اجازه بدهيد عدد شركت‌هايي كه ابراز تمايل كرده‌اند را نگويم.
*‌ آقاي دكتر معظمي،‌يكي از مشكلات كشور ما اين است كه عموماً اهل عدد و رقم و نهايتاً ارزيابي دقيق از شرايط نيستم. هر كس هر چه مي‌خواهد مي‌گويد و كسي خط‌كش و معياري براي سنجش سخنانش ندارد.
من مهندسم. بنابراين عدد و رقم را متوجه مي‌شوم. اگر امروز تعداد شركت‌هاي خارجي را كه ابراز تمايل كرده‌اند نمي‌گويم بنا بر مصالح است.
*‌ از مديران شركت‌هاي اروپايي شل، توتال، استات اويل، OMV كه در ايران دفتر دارند و قبلا هم در صنعت نفت كار كرده‌اند كسي با شما تماس گرفته و اظهار تمايل كرده است با شرايط جديد موجود مجدداً در ايران سرمايه‌گذاري كنند؟
اينها حتما علاقه‌مندند بيايند و با ايران همكاري كنند. بله بعضي از اينها آمده‌اند.
*‌ اينكه شما گفته بوديد شركت‌هاي نفتي آمريكايي هم مي‌توانند وارد صنعت نفت ايران شوند به واسطه پالسي بوده كه از طرف آنها گرفته‌‌ايد يا همينطور خودتان پيشنهاد كرده‌ايد؟
ما از قبل هم هيچ محدوديتي براي حضور و سرمايه‌گذاري شركت‌هاي نفتي آمريكايي در صنعت نفت ايران نداشتيم. من اين را دوباره رسمي اعلام كردم. فقط هم مربوط به شركت‌هاي نفتي آمريكايي يا اروپايي نيست. مربوط به شركت‌هاي آسيايي هم هست. فقط يك نكته وجود دارد. هر شركتي بخواهد بيايد بايد در يك چارچوب بيايد.
*‌ يعني چه در چارچوب بيايد؟
يعني اينكه اولا آن شركت داراي توانمندي باشد. حالا يا توانمندي مالي، يا تكنولوژيك يا توانمندي مديريتي داشته باشد. به اين معني كه در پروژه‌ها مشاركت كرده يا سرمايه‌گذاري كنند و توانمندي‌شان را به ايران بياورند. يادتان باشد همه اين حرف‌ها بايد در چارچوب همكاري برد – برد تعريف شود.
*‌ مسلم است كه همه طرف‌ها مي‌خواهند در شرايط برد – برد قرارداد امضا كنند. كسي وارد مذاكره از قبل برد – باخت نمي‌شود. منتهي نحوه مذاكره و شرايط دوطرف است كه تعامل را براساس برد – برد به وجود مي‌آورد. در شرايط فعلي، سوال اساسي اين است كه با تحريم‌هاي موجود شركت‌هاي نفتي و اروپايي و حتي شركت‌هاي بزرگ آسيايي غيرچيني، امكان سرمايه‌گذاري در صنعت نفت ايران را ندارد. چرا شما گفته‌ايد كه از حضور اين شركت‌ها استقبال مي‌كنيد؟
چرا نبايد اين حرف‌ها را بزنيم؟
*‌ آخر آنها اگر بخواهند هم با وجود تحريم‌ها نمي‌توانند در ايران سرمايه‌گذاري كنند؟
در عالم سياست نبايد تنها به مسائل روبنايي نگاه كرد.
*‌ به نظر مي‌رسد ديدگاهي شكل گرفته تا از ظرفيت شركت‌هاي نفتي غربي براي كاهش يا لغو تحريم‌ها استفاده شود. به نظر شما، شركت‌هاي نفتي بين‌المللي مي‌تواند از شرايط تازه ايران در صحنه بين‌المللي استفاده كنند و براي لغو تحريم‌ها تلاش كنند؟
فكر مي‌كنم صددرصد اين امكان وجود دارد. به نظرم شركت‌هاي نفتي اصلاً علاقه‌مند نيستند كه بازار انرژي، بازار متلاطمي باشد. علاقه‌مند نيستند كه تلاطم سياسي، بر فعاليت اقتصادي آنان سايه بيندازد. آنها دنبال سود هستند. البته من نمي‌خواهم بگويم كه شركت‌هاي نفتي به دنبال منافع سياسي نيستند. بلكه پايه همكاري‌شان سود اقتصادي است. بنابراين اگر شرايط يك كشور پايدار باشد آنها راحت‌‌تر مي‌توانند كار كنند.
*‌ آقاي دكتر، بالاخره برخي از شركت‌ها در دوران تلاطم هم ممكن است منفعت بيشتري ببرند؟
به نظرم اينطور نيست. براي يك بنگاه اقتصادي بسيار مهم است كه در شرايط پايدار بتواند به صورت بلندمدت فعاليت كند. ممكن است در مقطع كوتاهي بتواند سود قابل توجهي كسب كند اما به لحاظ اصول اقتصادي، شركت‌ها مي‌خواهند سودشان را در بلندمدت تضمين كنند به طور مثال شما مي‌توانيد عراق و ليبي را مطالعه كنيد.
*‌ شما چرا فكر مي‌كنيد شركت‌هاي نفتي مثلا بايد ايران تحت تحريم را بر عراق يا حتي ليبي جديد ترجيح دهند؟
شما مي‌توانيد شرايط عراق و ليبي را مطالعه كنيد. همچنين همواره به اين نكته توجه داشته باشيد كه رشد تقاضاي نفت از افزايش رشد اقتصادي مصرف‌كنندگان عمده در جهان مي‌آيد. آمار بانك جهاني و صندوق بين‌المللي پول مي‌گويد رشد اقتصادي اين كشورها مطابق پيش‌بيني‌ها نبوده است. بنابراين رشد تقاضاي جهاني نفت براي سال آينده ميلادي نهايتا يك ميليون بشكه در روز پيش‌بيني شده است. اين تقاضاي موثري براي ايجاد انگيزه براي سرمايه‌گذاري گسترده شركت‌هاي بزرگ نفتي نيست. آن هم در كشورهايي نظير عراق و ليبي كه هنوز متلاطم است. مقصودم از طرح اين موضوع نيست كه عدم تحقق پيش‌بيني رشد تقاضاي جهاني نفت و عدم ثبات سياسي در كشورهاي توليدكننده عمده نفت، نگاه شركت‌‌هاي بزرگ به سمت ايران سوق داده است. در كنار اين بحث اتفاقات اخير داخلي ايران هم در جذب شركت‌هاي نفتي موثر است. دنيا به ايران نگاه تازه‌‌اي دارد. ايران هم سياست‌هاي جديد و منطقي‌تري را اعلام كرده است. همه اينها دست به دست هم داده است تا شركت‌هاي بزرگ نفتي دنيا براي حضور در ايران از همديگر گوي سبقت بربايند.
*‌ در شرايط تحريم آقاي معظمي؟!حالا ممكن است امروز شرايط حضور شركت‌هاي بزرگ بين‌المللي در صنعت نفت ايران مهيا نباشد. اما بالاخره فردا اين مشكلات سياسي مرتفع مي‌شود. در آن زمان، شركت‌هايي برنده‌اند كه زودتر توانسته‌‌اند به ايران بيايند.
*‌من درباره اين نكاتي كه گفتيد بحث دارم. اما فعلاً بماند وقتي رؤساي شركت‌هاي شل و توتال اعلام كردند كه در صورت لغو تحريم‌ها،‌ مايلند در ايران سرماهيه‌گذاري كنند شما با آقاي زنگنه يا در شوراي معاونين در اين باره بحثي كرديد؟
بحث موردي به اين گونه كه مي‌گوييد نشده است. اما آقاي وزير، از كانال‌هاي مختلف اطلاعات و مشورت مي‌گيرند و سياست‌هاي كلي وزارت نفت را ابلاغ مي‌كنند. سياست كلي آقاي زنگنه هم اين است كه بتوانيم درها را به روي شركت‌هايي كه مشتافند در صنعت ايران به گونه‌اي سرمايه‌گذاري كنند كه هر دو طرف منتفع شويم باز كنند. ما هم مسووليم كه دنبال كنيم.
*‌ اينجا يك نكته ديگر هم مطرح است. بسياري از پروژه‌هاي صنعت نفت، در هشت سال گذشته زخمي شده است بدون آنكه به برنامه‌هايش رسيده باشد. تقريبا پروژه بزرگي نمانده كه قراردادش امضا نشده باشد. برخي از آنها هم نظير فازهاي 35 ماهه، به كلي به اهدافش نرسيده است. اين يك بحث. نكته ديگر آنكه با آمدن شركت‌هاي خارجي بزرگ و شكل‌گيري رقابت برخي منافع‌‌شان را كه با رانت به دست آورده بودند طبيعتاً از دست مي‌دهند. به نظر شما اين دو نكته، مانع آن نخواهد شد كه پاي شركت‌هاي خارجي دوباره به صنعت نفت ايران باز شود؟!اين مباحثي كه مي‌گوييد با ورود شركت‌هاي بزرگ نفتي غيرقابل جمع نيست. چون جمع پروژه‌هاي صنعت نفت زياد هست و توانايي براي انجام كارها هم در حد نيازمندي‌ها نيست. به نظرم حتي مصالح كساني كه شما مي‌گوييد با رانت آمده‌اند و پروژه گرفته‌اند اقتضا مي‌كند كه آنها هم از ورود شركت‌‌هاي خارجي استقبال كنند.
*‌ جدا از اين مساله، به طور اجرايي فكر مي‌كنيد مثلا در پروژه‌هاي 35ماهه پارس جنوبي، قرارگاه خاتم‌الانبياء اين آمادگي را دارد كه با شركت‌‌هاي نفتي خارجي شريك شود؟ با توجه به اينكه به برنامه زمان‌‌بندي‌شان هم نرسيده‌اند.نمي‌دانم كه استقبال مي‌كنند يا خير. چون در جايگاه آنها نيستم. اما مي‌توانم استنباط شخصي‌ام را بگويم. بالاخره درقرارگاه خاتم‌‌الانبياء انسان‌ها مدير و فرهيخته فراواني وجود دارد. دليلي ندارد كه از حضور شركت‌‌هاي بزرگ نفتي خارجي استقبال نكنند. ضمن اينكه شخصاً معتقدم قرارگاه خاتم‌الانبياء در اين سال‌ها توانسته است ظرفيت‌هاي بسيار زيادي را براي خودش ايجاد كرده و توانمند شده است. ما بايد با كمك خودشان،‌ اين توانمندي‌ها را سازمان‌دهي كنيم و هم‌جهت نماييم. البته بنده نمي‌توانم براي دوستانمان در قرارگاه خاتم‌الانبياء، تعيين تكليف كنم.
*‌ آقاي معظمي، با توجه به بستر سياسي كه بعد از گفت‌وگوي تلفني آقاي روحاني و اوباما به وجود آمده است آيا جنابعالي اين امكان را در آمريكا مي‌بينيد كه بتوان لابي شركت‌‌هاي نفتي درست كرد تا به لغو تحريم‌ها كمك كنند؟
معتقدم صددرصد اين امكان وجود دارد. به طور قطع و يقين مي‌توان از اين لابي‌ها در جهت منافع كشورمان استفاده كرد.
*‌ وزارت نفت به دنبال آن هست كه در كنار وزارت خارجه لابي شركت‌هاي نفتي را در آمريكا سر و شكل دهد؟
بنده فكر مي‌كنم وزارت نفت بايد به دنبال اين مساله باشد كه هست.
*‌ ايراني‌هاي موثري در صنعت نفت دنيا از جمله آمريكا داريم. حتي يكي از رؤساي شركت‌هاي بزرگ نفتي آمريكا، ايراني است. آيا برنامه‌اي وجود دارد كه ايراني‌ها را براي كاهش يا لغو تحريم‌ها گرد هم جمع كرد؟
علم مديريت، هنر استفاده از همه ظرفيت‌هاست. استفاده از لابي‌هاي نفتي يك روي سكه است. آنچه مهمتر است فراهم آوردن شرايط براي حضور شركت‌هاي نفتي بزرگ خارجي است. در اقتصادي كه رشد ساليانه‌اش يك درصد است يا در كشورهاي اروپايي كه برخي‌شان رشد اقتصادي منفي دارند طبيعي است كه هر تزريق اقتصادي مي‌تواند آثار مستقيمي روي زندگي مردمشان داشته باشد. وضعيت اقتصادي اروپا بسيار نگران‌‌كننده است. موتور اقتصادي آمريكا هم، هنوز روشن نشده است. مي‌خواهم نتيجه بگيرم كه شركت‌‌هاي نفتي بزرگ غربي مي‌توانند دولت‌هايشان را متقاعد كنند تا در صنعت نفت ايران حضور يابند. ثبات سياسي ايران هم به هيچ وجه، قابل مقايسه با وضعيت سياسي ساير كشورهاي توليدكننده نفت منطقه‌‌مان نيست.
*‌ مثلا به نظر شما عربستان ثبات سياسي ندارد؟! البته من هم معتقدم با وجود اين همه بي‌ثباتي در كشورهاي اطراف ايران، ثبات سياسي موجود در ايران قابليت مثبت است اما به نظر شما مي‌توان گفت با وجود تحريم‌هاي اقتصادي، ايران بهترين جا براي سرمايه‌گذاري شركت‌هاي نفتي است؟!
من چنين حرفي نزدم. گفتم كه ثبات سياسي ايران از بقيه كشورهاي منطقه توليدكننده نفت بيشتر است. اگر يك‌صدم فشارهايي كه به ايران مي‌آيد به كشورهاي ديگر منطقه وارد مي‌شد مي‌توانستند سرپا بايستند؟ آيا آنها توان اين مقابله را دارند؟
به هيچ وجه. اين باور من است. از جايگاه سياسي‌‌ام اين حرف را نمي‌زنم. البته معني‌اش اين نيست كه ما مشكلي نداريم و همه چيز خوب است. اما بدانيم كه در چه شرايطي هستيم.
*‌ در دو ماه گذشته كه جنابعالي سرپرست معاونت بين‌الملل وزارت نفت بوديد چه اقداماتي براي تعامل بيشتر شركت‌هاي بزرگ نفتي خارجي با ايران انجام داده‌ايد؟
ضرورت ندارد كه تاكتيك‌هاي كاري‌مان را رسانه‌اي كنيم هم اينكه امروز نگاه شركت‌‌هاي بين‌المللي معطوف به ايران شده نشان دهنده جهت‌گيري و فعاليت‌‌هايي است كه در اين مدت در وزارت نفت صورت گرفته است.
*‌ الان نگاه وزارت نفت بيشتر به سمت همكاري با كشورها و شركت‌هاي اروپايي و غربي است؟ چون قبلا نگاه‌ها بيشتر به سمت چين و هند بود.
نگاه ما اين است كه از همه ظرفيت‌هاي كشورهاي مختلف استفاده كنيم. البته عقل سليم مي‌گويد به سمت جايي كه توانايي بيشتري دارد و مزيت بهتري هم برايمان دارد متمايل شويم.
*‌ امروز (روز چهارشنبه) در خبرها آمده بود كه وزير انرژي پاكستان خواستار سرمايه‌گذاري دو ميليارد دلاري ايران براي ساخت خط لوله انتقال گاز در خاك پاكستان شده است. حال آنكه ايران پيش از اين 500 ميليون دلار براي ساخت اين پروژه در خاك پاكستان متعهد شده است. نمي‌شود كه هم گاز بدهيم، هم همه پول ساخت خط لوله را تقديم پاكستاني‌ها كنيم. نظر شما درباره اين زياده‌‌خواهي پاكستاني‌ها چيست؟
تا به حال به صورت رسمي، پاكستاني‌ها در اين باره چيزي به ما نگفته‌‌اند. اما كلي عرض مي‌كنم كه ديگر نظير تصميماتي كه در گذشته گرفته مي‌شد را نخواهيد ديد. هر كاري بخواهيم با دولت دوست و برادر پاكستان انجام بدهيم حتما در راستاي منافع مشترك دو كشور خواهد بود نه يك سويه.
*‌به نظر شما پيشنهاد وزير پاكستان براي تامين سرمايه دو ميليارد دلاري ساخت خط لوله در پاكستان يك‌سويه است؟
مي‌تواند يك‌سويه باشد.
*‌ آقاي زنگنه اخيراً امتياز قرارداد مشاركت در توليد براي توسعه ميدان «فرزاد بي» و تسويه صددرصد پول نفت با روپيه هند لغو كرده‌اند. اين امتيازات نفتي در راستاي تامين منافع دو طرف قرارداد انجام شده است؟ اگر اينطور باشد معلوم است پيش از اين پيشنهادات بيشتر به نفع هندي‌ها بوده است.
ما درباره گذشته صحبت نمي‌كنيم. اجازه بدهيد درباره آينده صحبت كنيم. آينده مي‌گويد اگر بخواهيم همكاري دوطرفه با هندي‌ها داشته باشيم بايد به گونه‌اي ديگر عمل كنيم.
*‌ ظاهراً هندي‌ها در يك عمل متقابل اجازه پهلوگيري به چند كشتي حامل نفت ايران را براي تخليه بارشان نداده‌اند. موضع وزارت نفت در اين باره چيست؟
به نظرم بهتر است در اين باره برخورد احساسي نكنيم.
*‌ يعني هندي‌ها برخورد احساسي نكنند؟

كلي عرض مي‌كنم.
*‌ كلي يعني چه؟
حتما دوستان هندي‌‌مان منافع دو طرف را در نظر مي‌گيرند. اگر اتفاقاتي به اين گونه رخ داده باشد اميدوارم هر چه زودتر حل شود چون اينگونه برخوردها، منافع بلندمدت را خدشه‌‌دار مي‌كند. چون ما يك روابط استراتژيك با هند داشته و داريم. هر دو طرف هم علاقه‌مند به حفظ اين روابط هستند. به نظرم اين‌گونه برخوردها مقطعي و زودگذر است.
*‌ اجازه بدهيد به سفر وزير نفت سوريه به تهران اشاره كنم. اين سفر با چه هدفي انجام شده است؟
در رابطه با كشور سوريه دو بخش وجود دارد. يك بخش، تصميماتي است كه شوراي عالي امنيت ملي مي‌گيرد و به وزارت نفت، تكليف مي‌كند. در اينگونه تصميمات، وزارت نفت مكلف به اجراي تصميمات است. يك بخش هم بين حوزه انرژي ايران و سوريه وجود دارد. جدا از تصميمات كلان، تصميماتي كه در حوزه انرژي اتخاذ مي‌شود بايد اقتصادي باشد و توان اجرايي‌اش وجود داشته باشد.
* در هفته پاياني دولت دهم، خبرگزاري رسمي سوريه اعلام كرد كه ايران يك خط اعتباري ميليارد دلاري به سوريه داده است تا به موجب آن محصولات نفتي به سوريه صادر كند. ظاهرا قرار شده، بهاي نفت و محصولات نفتي هم از طريق سرمايه‌‌گذاري در سوريه دريافت شود. اين موضوع به كجا رسيده است؟
از اين موضوع اطلاعي ندارم.
*‌ ممكن است ايران به سوريه در توليد و فروش نفت كمك كند؟
همانطور كه مي‌دانيد صادرات نفت سوريه الان متوقف شده و بسياري از زيرساخت‌ها، متأسفانه در كشور سوريه از بين رفته است. ما هر كمكي از جمله كمك‌هاي معنوي كه بتوانيم به مردم سوريه انجام دهيم طبيعي است كه فروگذار نمي‌كنيم.
*‌ از موضوع مذاكره با سوري‌ها مي‌گذرم و به بحث فروش نفت به بخش خصوصي ايران مي‌پردازم. آنچه كه در گذشته تحت عنوان فروش نفت به بخش خصوصي در بورس مطرح بود به نظرم يك رانت مطلق بود. شركت‌هاي ايراني بعضا چند دلار زير قيمت صادراتي نفت مي‌خواستند بعد هم زمزمه‌هايي بود كه پول نفت را به ريال تسويه كنند در حالي كه از مشتري خارجي دلار مي‌گرفتند. اخيراً دوباره بحث فروش نفت به بخش خصوصي داغ شده است. شرايط امروز وزارت نفت براي فروش نفت خام به بخش خصوصي چيست؟ دوباره قرار است يك رانت جديد براي يك عده جديد درست شود؟!در سياست‌‌هاي كلي فروش نفت به بخش خصوصي تغييري به وجود نيامده است. بلكه تغييرات در مكانيزم‌هاي اجرايي است. ابتدا همه بايد بپذيرند كه فروش نفت، يك مقوله تخصصي است. همانطور كه ما نمي‌‌توانيم فرش بفروشيم يا دارو بفروشيم بپذيريم كه فروش نفت هم شرايط خاص خودش را دارد. حالا اگر بخش خصوصي در خودش توانمندي ببيند كه مي‌تواند وارد اين بازار شود، به او خوش‌‌آمد مي‌گويم. اما اين بخش خصوصي بايد چند ويژگي داشته باشد. اولش اين است كه توانايي مالي داشته باشد. ما داريم درباره فروش يك كشتي نفت صحبت مي‌كنيم. دو ميليون بشكه نفت با قيمت 100 دلار مي‌شود 200 ميليون دلار. اگر بخش خصوصي بتواند اين پول را تضمين كند و به بازارهاي ما هم نرود چه اشكالي دارد بيايد و نفت ببرد.
*‌ آقاي معظمي، واقعا بخش خصوصي، دقت كنيد مي‌گويم بخش خصوصي، نه نهادها و شركت‌هاي «خصوصي» (خصوصي – دولتي) توان تضمين 200 ميليون دلار براي يك محموله را دارند؟
مي‌بينم كه برخي از شركت‌هاي خصوصي چنين توانايي را داشته باشند. اگر ما اصول را رعايت كنيم ديگر هر كس بخواهد مي‌تواند به او نفت بفروشيم.
*‌ پس ديگر چنين چيزي وجود نخواهد داشت كه بخش خصوصي بخواهد به بهانه تحريم‌ها زير قيمت صادراتي نفت از شما بگيرد؟
هرگز.
*‌ اينكه بخواهند پول نفت را به ريال با شما تسويه كنند و بدون ضمانت‌نامه معتبر نفت بگيرند نداريد؟
بدون ضمانت‌نامه هرگز نفت نمي‌فروشيم.
*‌ ضمانت‌نامه بانك‌هاي ايراني يا خارجي؟
ضمانت‌نامه معتبر مي‌خواهيم كه برايش چارچوب تعريف شده است. خيلي از بانك‌هاي ايراني توانايي صدور چنين ضمانت‌نامه‌ها را ندارند. مي‌توانند با بانك‌هاي خارجي شريك باشند.
*‌ آقاي معظمي، نفت ايران تحريم است نه فقط شركت ملي نفت ايران. نفت خصوصي چطور مي‌تواند نفت تحريمي ايران را بفروشد؟ مگر اينكه در همان بازارهايي بفروشد كه الان شركت ملي نفت در آن بازار حضور دارد. اين هم به ضرر شماست.
اگر بخش خصوصي بخواهد در بازار شركت ملي نفت،‌ نفت بفروشد بازار ما را خراب مي‌كند. به همين دليل هم اجازه نمي‌دهيم به بازار ما بروند. مگر در همان بازار، مشتري جديد پيدا كنند.
*‌ چطور مي‌توانند مشتري جديد پيدا كنند؟ اگر بخش خصوصي ايراني بخواهد در بازار شما مشتري جديد پيدا كند يا بايد نفت را ارزان‌‌تر بدهد يا اگر هم قيمت وزارت نفت بخواهد نفت بفروشد، آن مشتري ترجيح مي‌‌دهد از وزارت نفت و بي‌واسطه خريد كند. چرا بايد از واسطه خريد كند؟
بخش خصوصي آزادي عمل دارد و در كنار فروش نفت مي‌تواند آزادي عمل داشته باشد و كار بازرگاني كند.
*‌ يعني نفت بفروشد و كالا و خدمات وارد كند؟
بله. مي‌تواند چنين فرصت‌هايي را براي بخش خصوصي فراهم كند.
*‌ يك روز با شرايطي به بابك زنجاني نفت مي‌فروختند. ممكن است امروز مثلا به ايكس ديگري با آن شرايط نفت بفروشيد؟
بدون اينكه وارد مصاديق بشوم مي‌گويم بايد به گونه‌اي عمل كنيم كه تكرار گذشته نشود تا منجر به چنين مواردي شود.

.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تصویر کپچا

*